بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

18

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

باشد بر ذكر كفر كه ظلمات در اين آيه اشارت بر آنست ، و وعيد كه رعد ايماء بر آنست ، و دلائل ظاهره كه مشابه برقست در ظهور دين ، در اين وقت اين منافقين گوشهاى خود را بگيرند كه تا آن آيات قرآنى را نشنوند ، و ميل و رغبت بايمان نكنند و ترك كيش خود ننمايند ، و اين بمنزلهء مرگ ايشانست . وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ و خداى تعالى است باحوال كافران ، و علم كامل الهى محيط بر ايشان است ، و احدى از ايشان از اينجهت از عذاب خلاص نخواهند شد . و در شأن حق تعالى احاطه‌اى غير از احاطهء علمى صحيح نيست . يَكادُ الْبَرْقُ جملهء معترضه است . گويا سائلى گويد كه : حال ايشان با اين برق چون خواهد بود ؟ حق تعالى فرمود كه نزديك باشد كه روشنايى برق يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ بر بايد بينائيهاى خداوندان باران بزرك قطره را كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ هر گاه بدرخشد و روشنى دهد آن برق براى ايشان مَشَوْا فِيهِ بروند ايشان در آن ضوء و روشنى ، بنا بر اين ترجمه « اضاء » لازم است و ضمير « فيه » راجع است بضوئى كه از « اضاء » مأخوذ ميگردد ، و ميتواند كه « اضاء » متعدى باشد و بنا بر اين معنى چنين است كه : هر گاه روشن كند برق براى ايشان راه را بروند در آن راه وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ و چون نور برق بر طرف شود و تاريك گردد راه بر ايشان قامُوا اى وقفوا ، يعنى همانجا توقف كنند مانند متحيرين ، بنا بر اين « قام » در « قاموا » مأخوذ است از « قام الماء » يعنى ايستاد آب . و حاصل معنى آيت را چنين بيان كرده‌اند كه هر گاه برق غنيمت اموال ايشان درخشان شود دين مبين اسلام را مىپسندند ، و چون تاريكى ذهاب انفس و مال و محنت جنگ و جدال پديد آيد در كفر متوقف شوند . وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خداى تعالى كه اسماع و ابصار ايشان را ببرد لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ اى باسماعهم وَ أَبْصارِهِمْ يعنى هر آينه ببرد شنوائيهاى ايشان را بآواز رعد ، و بينائيهاى ايشان را بدرخشندگى برق إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بدرستى كه خداى تعالى بر همه چيزى قادر و تواناست ، و هر چه در تحت قدرت الهى در آيد بالاتر